تبليغاتX
معلم راهنمای روستا( شهرستان شهریار)

مقدمه

در طبقه بندی جانوران که در آغار قرن 19 قرن انجام گرفت، تمام جانورانی که دارای بدنی دراز و فاقد ضمایم واضح بودند به کرمها موسوم شدند. این جانوران به علت داشتن یک انتهای قدامی یا سر که دارای اندامهای حسی است و به قصد برخورد و روبرو شدن با محیط به طرف جلو حرکت می‌کنند و یک انتهای خلفی یا دم ، با اسفنجها و مرجانها و شانه‌داران اختلاف و تمایز دارند. رده کمتاران ، رده‌ای از کرمها هستند که به صورت حلقوی هستند که در هر حلقه چندین تار دارند. کرمهای خاکی نمونه ای از این رده است. از کرمهای خاکی بزرگ لومبریکوس ترستریس نمونه جالبی است که ممکن است به درازای 30 سانتیمتر و به قطر 9 میلیمتر رشد کند.



تصویر

مشخصات خارجی

بدن این کرم ، استوانه‌ای دراز و بطور واضح در دو انتها نازک و باریک است. سطح شکمی آن پهن و رنگ پریده‌تر از سطح پشتی است و سطح پشتی تیره است. سر مشخص و متمایزی در حیوان وجود ندارد. بدن یک کرم بالغ به 80 تا 100 قطعه حلقه‌ای شکل که بوسیله شیارهای عرض مجزا است، تقسیم شده است. دهان کرم در حلقه اول است و بوسیله یک قطعه گوشتی به نام پیش دهان آویزان می‌باشد. مخرج آن بیضی شکل و بطور عمودی در حلقه آخر قرار دارد. روی حلقه‌های 31 تا 37 برآمدگی غده‌ای واضحی به نام کمربند تناسلی دیده می‌شود. کمربند تناسلی ماده سازنده پیله را که محتوی تخم است ترشح می‌کند.

تارهای کرم خاکی

در هر حلقه به جز اولی و آخری ، 4 جفت تار موی مانند کوچک وجود دارد که در سطح شکمی و جانبی مختصر برجستگی پیدا کرده است. هر تار عبارت است از یک میله کیتینی نوک تیزی است که در یک کیسه اپیدرمی مخصوص واقع در درون دیواره بدن جای گرفته است. تار می‌تواند بوسیله عضلات منقبض کننده در هر جهت حرکت کرده، امتداد یابد و یا عقب کشیده شود و تارها در موقعی که کرم در سوراخش قرار دارد و یا روی زمین حرکت می‌کند مانند گیره یا میخ عمل می‌نماید.

دیواره بدن

قسمت خارجی کرم از یک کوتیکول شفاف و نازک پوشیده شده است.کوتیکول دارای خطوط عرضی نازکی است که یک منظره قوس و قزحی مختصری ایجاد می‌کند. در کوتیکول سوراخهایی در روی بسیاری از سلولهای حسی اپیدرم موجود است. اپیدرم روی یک غشای قاعده‌ای قراردارد و زیر غشای قاعده‌ای لایه نازکی از عضلات حلقوی و لایه ضخیم‌تری از عضلات طولی وجود دارد. سطح داخلی دیواره بدن از صفاق مستور است. شکل جانور در نتیجه خاصیت کشش دیواره بدن روی اندامها و مایعات درونی حفظ می‌شود.



تصویر

دستگاه گوارش

این دستگاه از قسمتهای زیر تشکیل می‌شود:
  • دهان که دنباله آن حفره دهانی است. (در حلقه‌های 3 - 1)

  • حلق (در حلقه‌های 5 - 4) با غده‌های مخصوص چرب و نرم کردن و الیاف عضلانی در دیواره‌های خارجی آن.

  • مری باریک و مستقیم (در حلقه‌های 14 - 6) که بوسیله سه جفت غده‌های آهکی از پهلو اتصال دارد.

  • یک چینه‌دان بزرگ با دیواره نازک که در حقیقت یک پیشخانه برای ذخیره می‌باشد.

  • سنگدان (در حلقه‌های 18 - 17) با دیواره‌های عضلانی ضخیم و محکم که در داخل از کوتیکول مفروش است.

  • روده که تا مخرج امتداد دارد.

دستگاه گردش خون

خون در تمام قسمتهای بدن کرم جاری است و یک سیستم رگهای خونی بسته با مویرگها وجود دارد. پنج رگ اصلی ممتد در طول بدن و پنج جفت قلب در حلقه‌های 11 - 7 دیده می‌شود. از حلقه 12 به طرف عقب ، هر حلقه دارای رگهای بند بند زوج است که رگهای طولی را به اندامهای گوناگون مربوط می‌سازد.

دستگاه تنفس

دستگاه تنفسی منظم در این کرمها موجود نیست. خون جاری اکسیژن را در مویرگهای نزدیک کوتیکول مرطوب در دیواره بدن ، دریافت کرده و CO2 پس می‌دهد. اکسیژن با هموگلوبین در پلاسما ترکیب شده به بافتهای مختلف حمل می‌شود.

دستگاه عصبی

در بالای حلق (حلقه 3) یک جفت گانگلیونهای مغزی با مغز وجود دارد. دو رابط از پیرامون حلق به گانگلیونهای زیر مری دو قطعه‌ای کشیده می‌شود، به نام حلقه دور مری و از گانگلیونهای زیر مری طناب عصبی شکمی در طول کف حفره عمومی بدن تا حلقه مخرجی امتداد می‌یابد. چندین عصب نیز به پیش دهان و ناحیه دهانی متصل می‌گردد. طناب عصبی شکمی در هر حلقه دارای یک عقده بزرگ است و 3 جفت عصب جانبی از آن خارج می‌شود. طناب و عقده‌ها به صورت ساختمانهای جفت بوجود می‌آید، رشته اعصاب جانبی به عضلات ، سلولهای اپیدرمی ، نفریدیها ، کیسه‌های تار و سایر اندامها عصب می‌دهد.



تصویر

دستگاه تولید مثل

کرم خاکی تک جنسی است و در هر کرم اندامهای جنسی نر و ماده در قسمت شکمی جای دارد. کرمهای خاکی در بیشتر سال ، تولید مثل می‌کنند، ولی حداکثر فعالیت تکثیری آنها در هوای گرم و مرطوب است. جفتگیری در شب صورت گرفته. دو کرم خود را از سوراخ بیرون کشیده، سطح شکمی قدامی‌شان را نزدیک هم می‌آورند، بطوری که انتهای قدامی‌شان در دو جفت مخالف هم قرار دارد. در هر کرم یک جفت شیار اسپرمی تشکیل می‌شود که در طول آنها توده‌های اسپرم به منظور دخول در جایگاه اسپرمی دیگری عبور می‌کند. پس از این عمل ، کرمها از هم جدا می‌شوند. بنابراین عمل لقاح دو جانبه و متقابل است.

رابطه کرم خاکی با انسان

کرمهای خاکی به عنوان طعمه در ماهیگیری مصرف عملی دارند. اثرات طویل‌المدت کرمهای خاکی در طبیعت جنبه‌های عملی مشخصی دارد. از آنجا که خاک را سوراخ می‌کنند اثرات قابل توجهی در حاصلخیزی خاک دارند.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 9:13  توسط سیدجلال سمائی  | 

 محور مغناطيس

محوري است كه محوردو قطب آهن ربا را به گونه اي به هم وصل مي كند خاصيت مغناطيسي در اطراف آن كاملا متقارن است

  مغناطيس

منشا توليد مغناطيس حركت الكترونها است به عبارتي اگر الكتروني از نقطه اي به نقطه ديگر جابجا شود در اطراف آن خاصيت مغناطيس ايجاد مي شود

دو قطبي مغناطيسي

ميدان مغناطيسي حاصل از حركت يك عدد الكترون را اصطلاحا دو قطبي مغناطيسي  مي گويند

در داخل يك ميله دو قطبي هاي مغناطيسي فراواني وجود دارد كه هر كدام در جهت ها و راستاهاي مختلفي در حال چرخش هستند كه آنها ميتوانند دو به دو اثر مغناطيسي يكديگر را خنثي كنند

در داخل، ميله مجموعه دو قطبي هاي يكسان تشكيل يك حوزه مغناطيسي را مي دهد كه هر حوزه براي خود ميدان  مغناطيسي اي را دارا مي باشد كه در حالت عادي دو قطبي هاي موجود در حوزه ها حركتي كاتوره اي و بي نظم دارندحال اگربتوان به روش خاصي دوقطبي هاي موجود در حوزه ها را به صورت منظم مرتب كرد وتمام آنها را يك سر نمود در ميله خاصيت مغناطيسي مشهود مي گردد

 زاويه ميل مغناطيسي

زاويه اي است كه خطوط ميدان مغناطيسي زمين در هر نقطه باراستاي افق مي سازد كه درنقاط مختلف زمين باهم فرق مي كند

    مواد

مواد به دودسته مغناطيسي تقسيم مي شود

الف- مواد غيرمغناطيسي

موادي هستند كه به هيچ وجه نمي توان خاصيت مغناطيسي در آنها به وجودآورد به عبارتي دو    قطبي هاي موجود درآنها تحت هيچ شرايطي ازحالت كاتوره اي خارج نمي شودمانند شيروچوب  و....

  ب-مواد غير مغناطيسي

موادي هستند كه تحت شرايط معيني ميتوان دو قطبي هاي موجود درآنها را از حالت كاتوره اي    خارج نمود وبه آنها نظم داد به عبارتي مي توان خاصيت مغناطيسي در آنها به وجود آورد مانند آهن

  موادمغناطيسي  به سه دسته تقسيم مي شوند

الف - مواد فرومغناطيسي نرم

 ب - موادفرومغناطيسي سخت

ج  -  پارا مغناطيس

   الف-مواد فرو مغناطيسي نرم

مانند آهن خالص اين گونه مواد اگر در يك ميدان مغناطيسي واقع شوند دو قطبي هاي موجود در حوزه ها سريعا از حالت كاتوره اي خارج شده ومنظم مي شوند و خاصيت مغناطيسي قوي در اطراف آن مواد به وجود مي آيد ولي به محض آن كه اين مواد ازميدان مغناطيسي القا كننده خارج شوند دو قطبي ها سريعا به وضعيت كاتوره اي اول خود بر مي گردند وخاصيت مغناطيسي دراين موادسريع ازبين مي رود كاربرد در زنگ اخبار و جرثقيل الكتريكي( براي هسته سيم لوله ها ) 

           ب- مواد فرو مغناطيسي سخت

مانند فولادموادي هستندكه اگردريك ميدان مغناطيسي واقع شوند تعدادي ازدوقطبي هاي موجود تحت تاثيرميدان القا كننده قرار گيرندوبه كندي يك سومي شوند درنتيجه خاصيت مغناطيسي ضعيفي دراطراف اين موادبه وجودمي آيند حال اگرميدان القا كننده براي اين مواد حذف شود دو قطبي هاي نظم يافته به حالت اوليه خود بر نمي گردند بنابراين خاصيت مغناطيسي در اين مواد   پايدارمي ماندكاربرد درقطب نما ها بلند گوها آرميچرها

ج-پارامغناطيس

اين مواد اگر دريك ميدان مغناطيسي خيلي قوي قرار گيرند تعداد اندكي از دوقطبي هاي آنها منظم مي شوند( به كندي ) وخاصيت مغناطيسي ضعيفي دراطراف آن ايجاد مي شود حال اگرآن ميدان قوي حذف شود دوقطبي هاي نظم يافته سريع به وضعيت اوليه خود برمي گردندوخاصيت مغناطيسي به وجودآمده راسريع ازدست مي دهند فلزاتي مانند پلاتين آلو مينيم قلع وهم چنين فلزات قليايي- قليايي خاكي -اكسيژن واكسيدازت نيزجزاين مواد هستند

خاصيت مغناطيسي يك آهن ربا راتا بي نهايت نمي توان اضافه كرد زيرا دوقطبي هاي موجود  در حوزه ها هنگامي كه تماما يك سو شوند درآن صورت گفته مي شود كه آهن ربا از نظر خاصيت مغناطيسي اشباع شده است يا به عبارتي سير شده است

براي از بردن خاصيت مغناطيسي در يك آهن ربا دوروش مطرح است

 روش اغول به اين صورت است است كه آهن ربا راگرم مي كنيم وبه دنبال آن ضربه هايي به آن وارد مي سازيم    كه به دنبال آن باعث مي گردد در اثر گرم شدن وضربه خوردن دو قطبي هاي مغناطيسي نظم    يافته از حالت نظم خارج گردند وبه حالت كاتوره اي وبي نظمي برسنداين روش روشي پسنديده  است زيرا در اثر ضربه شكل ظاهري آهن ربا نيز تغيير مي كند روش ديگر استفاده از سيم پيچ حامل جريان متناوب است كه آهن مورد نظر در داخل آن سيم لوله درراستاي مشرق- مغرب  قرارمي گيرد تا ميدان مغناطيسي زمين بر روي آن اثر نداشته باشد (خطوط ميدان مغناطيسي زمين در راستاي جنوب به شمال زمين است)                       بهتر است براي انجام اين آزمايش آهن ربا رادر داخل سيم لوله حركت رفت وبرگشت داشته باشد

ميدان مغناطيسي

فضاي محدود در اطراف يك آهن ربا است كه در آن فضا خاصيت مغناطيسي محسوس باشد به   عبارتي اگرآهن رباي ديگري در آن محدوده واقع شود بر آن نيروي مغناطيسي وارد شودميدان   مغناطيسي را مي توان با خطوط نيرويي نمايش داد براي اين منظورسه روش زير مطرح است

  الف- تشكيل طيف مغناطيسي توسط براده آهن

در اين روش آهن ربايي را اختيار كرده بر روي يك سطح صاف قرار داده وبر روي آن كاغذ سفيدي قرار مي دهيم مقداري براده آهن بر روي كاغذ مي ريزيم وباضربه هاي ملايمي كه به كاغذوارد مي سازيم باعث مي شود كه براده هاي آهن بر روي مسيرهاي مشخصي شكل گيري نمايد وتوسط خود خطوطي تشكيل دهند كه هر خط نيرو مي باشد

  ب- باتوجه به حركت چوب پنبه درآب

ظرف پر از آبي را اختيار كرده ويك آهن رباي تيغه اي بر روي لبه آن قرار مي دهيم سوزني را آهن ربا نموده وبه طور قا ئم آن را در چوب پنبهاي قرار مي دهيم وچوب پنبه را در آب به گونه اي شناور مي سازيم كه قطب(ان) آن در مجاورت (ان) تيغه قرار گرفته شود اگر در آن صورت چوب پنبه رها شود مشاهده مي گردد كه به واسطه نيروي دافعه چوب پنبه از آن قطب دفع شده است وبادور شدن ازآن قطب به قطب (اس) تيغه نزديك مي شود مسيري كه چوب پنبه

طي كرده است به عنوان خط نيرو معيين مي شود (بر هم كنش قطب هاي آهن ربا به طور كلي قطب هاي هم نام در دو آهن ربا همديگر را مي رانند ولي قطب هاي ناهم نام همديگررا مي ربايند

 

 ج-به كمك عقربه مغناطيسي وبا استفاده از نقطه يابي

آهن ربايي را بر روي سطح افق فرار داده وكاغذ سفيدي راروي آن مي گذاريم يك عقربه مغناطيسيرا بر روي كاغذ در مجاورت قطب (ان) تيغه قرار مي دهيم در آن حالت در امتدادنوك  عقربه كه قطب ( ان) است توسط مداري بر روي كاغذ علامت مي گذاريم سپس عقربه را بر روي كاغذ جابجا كرده به طوري كه انتهاي آن(قطب اس) منطبق بر آن علامت گردد وبراي دفعه دوم نيز درامتداد قطب (ان) بر روي كاغذ علامت مي گذاريم واين عمل را تكرار مي كنيم كه نهايتا به قطب (اس) آهن ربا نزديك مي شويم حال اگر نقاط به دست آمده را به هم وصل نماييم خط به دست آمده معرف خط نيرو است با توجه به روش هاي بالا طبق قرارداد خطوط ميدان  مغناطيسي در اطراف آهن ربا از قطب(ان) به قطب(اس) آن است

  نام گذاري قطب هاي آهن ربا

هرگاه آهن ربايي راتوسط نخي به قلابي آويزان نماييم پس ازايستادن آهن ربا درراستاي شمال-جنوب زمين واقع شده است زيرا تحت تا ثير ميدان مغناطيسي زمين واقع ميشود آن قطبي كه به سمت شمال زمين واقع شده است به عنوان شمال ياب آن را قطب (ان ) مي ناميم و قطبي كه به سمت جنوب زمين واقع شده است به عنوان جنوب ياب قطب(اس) ناميده مي شود

قطب هاي اهن ربا مكاني از آهن ربا هستند كه بيشترين خاصيت مغناطيسي رادارا هستند مثلا در تشكيل طيف مغناطيسي تجمع براده آهن در قطبين بيشتر است

   آهن ربا كردن يك ميله مغناطيسي

روش اول : استفاده از يك آهن رباي معلوم به روش القا در اين روش يكي از قطب هاي آهن ربارا به يك سر ميله نزديك مي كنيم وجود ميدان مغناطيسي دراطراف آن آهن ربا بر دو قطبي هاي موجود در حوزه هاي مغناطيسي آن ميله اثر گذاشته وآنها رادر جهت خود هم سو مي كند در نتيجه آن ميله آهن ربا شده وآن سر ميله قطبي مي گردد كه غير هم نام با قطب آهن ربايي است كه به آن نزديك شده وچون قطب هاي غير هم نام همديگر را مي ربايند آن ميله جذب آهن ربا مي شود

روش دوم : دراين روش سيم پيچي (سيم لوله) اختيار كرده ودر آن جرياني مستقيم مي فرستيم ميله مورد نظر رادر داخل آن سيم لوله قرار مي دهيم ميدان مغناطيسي حاصل از سيم لوله كه در داخل سيم لوله قوي و يكنواخت است با اثرگذاشتن بر روي دو قطبي هاي موجود در آن ميله باعث يك سو شدن آنها مي شود در نتيجه ميله آهن ربا مي شود براي تشخيص قطب هاي ميله آهن ربا شده دو روش زير مطرح است

الف : سطح مقطع يك طرف سيم لوله را نگاه مي كنيم اگردر آن حالت جهت چرخش جريان موافق حركت عقربه هاي ساعت باشد آن قطب (اس) است ولي اگر جهت چرخش جريان مخالف   حركت عقربه هاي ساعت باشد آن قطب (ان) است

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم اسفند 1386ساعت 9:11  توسط سیدجلال سمائی  |